ذبيح الله صفا
32
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
بر مسند حكومت نشست ليكن بسبب سوء رفتار در همان سال بدست برادر خود امير وجيه الدين مسعود كشته شد . امير وجيه الدين مسعود بر اثر حسن رفتار و مخصوصا اتّحاد با يكى از شيوخ زمان بنام شيخ حسن جورى رئيس شيخيان جوريه ، و قيام بر ضدّ تسنّن بسرعت طرف توجّه قرار گرفت و نيروى كافى حاصل كرد چنان كه به زودى ارغونشاه عامل طغاتيمور را در خراسان ، و بعد از آن برادر طغاتيمور يعنى امير على را كه از گرگان بدفع او آمده بود ، بقتل آورد و سپس طغاتيمور را در كنار نهر اترك شكست داد و جرجان را نيز تصرّف كرد و بعد از آن در سال 743 با همراهان و طرفداران كثير كه در جملهء آنان ابن يمين فريومدى شاعر معروف نيز بوده است ، بجنگ ملك حسين كرت پادشاه هرات و غور و غرجستان شتافت و اگرچه در آغاز كار فاتح بود ، ليكن بر اثر كشته شدن شيخ حسن جورى در معركه ، شكست در سپاه او افتاد . بعد ازين واقعه وجيه الدين لشكر بمازندران كشيد و پيشرفتهايى در آغاز كار نصيب او شد ليكن عاقبت بدست امراى رستمدار در 745 كشته شد و سپاهيانش تارومار گرديدند . بعد از قتل وجيه الدين مسعود حكومت سربداران نصيب چند تن از اطرافيان و زيردستان او شد كه آخرين آنان خواجه على مؤيّد از 766 تا 788 حكومت كرد . وى بمذهب تشيّع علاقهء وافر اظهار ميكرد و در نشر مناقب ائمّه و احترام آل محمّد مجاهدت بسيار مينمود و چون گرفتار مخالفت امراى خود و امير ولى پسر شيخ على هندو سردار دولت طغاتيمورى شده بود ، ناگزير به « امير تيمور گوركان توسّل جست و از سال 782 كه تيمور بخراسان آمد ، همواره در ركاب او و مورد عنايت وى بود ، تا بسال 788 در يكى از جنگهاى تيمور كشته شد و سلسلهء سربدارى منقرض گرديد . سربداران چه از حيث مدّت حكومت و چه از جهت قلمرو آن بررويهم مقام شامخى در تاريخ ايران ندارند و اهميّت آنان بيشتر در آنست كه از راه التجا بيك دستهء صوفيه و اخوان ( يعنى شيخيان جوريّه ) و دفاع از تشيّع روشى را در ايران ايجاد كردند كه